در این حال كودتاگران، رانندگان تاكسی و اتوبوسهای شهری را مجبور كردند تا به رسم جشن و شادمانی چراغهای اتومبیل خود را روشن و عكس شاه را پشت شیشه اتومبیل نصب كنند، كسی هم كه ممانعت میكرد، هم ماشینش هم خودش از آسیب درامان نمیماند.
نظامیها در شهرهای بزرگی مثل اصفهان، تبریز، مشهد، اهواز، شیراز و شهرهای دیگر با كمترین درگیری در همه جا مستقر بودند. چهره تهران كاملا عوض شده بود. حالا ماجرای كودتا به گوش جهانیان هم رسیده بود و بعد از آن روزنامههای دیگر كشورها با تیتر درشت به چاپ وقایع كودتا پرداختند و فهمیدند كه در این ماجرا دست آمریكاییها در كار بوده است.
صبح روز بعد، پیروزی كودتاگران با عنوان قیام ملی تیتر اول مطبوعات شد.
خانه شعبان بیمخ در سنگلج، محل تجمع اراذل و اوباش شده و خود او نیز در حال خرج كردن دلارهایی بود كه روز قبل كودتاگران به او داده بودند.
حالا دیگر شاه در حال برگشتن به ایران بود. بوی تند اختناق و استبداد به تدریج همه جا را فرا میگرفت، به راستی چه كسی میتوانست باور كند كه دولت مصدق در عرض یك شبانهروز، اینگونه شكست را بپذیرد و شاه فراری بخواهد به كشور بازگردد؟
دو روز پیش، ملت پیروز میدان بود، اما حالا اختناق و دیكتاتوری كمكم بر كشور حاكم میشد؛ تا قبل از كودتا كشور آمریكا در بین مردم ایران، چهرهای مردمی داشت، اما با این كودتا، چهره واقعی این كشور برای همه نمایان شد.
كودتای ۲۸ مرداد به نهضتی كه مردم ایران بعد از شهریور ۲۰ با تلاش و از خودگذشتگی و ایثار آغاز كرده بودند پایان داد. عناصر خودفروخته با توطئه گستردهای، كه حتی خود دولت هم به اشكال مختلف به آن یاری رسانده بود، نیروی ملت را از هم گسیختند و غارتگران بار دیگر محیط خفقان و استبداد را به وجود آوردند.
دكتر مصدق كه با اتكا به نیروی مذهبی و ایمان اسلامی مردم به قدرت رسیده بود، در سال آخر حكومت خود تمام تلاشش را – آگاهانه یا ناآگاهانه – برای سركوبی پشتیبان اصلی خود به كار برده بود؛ و توافق دو دولت استعماری آمریكا و انگلیس باعث شد تا دولت دیگری سرنوشت نفت را در دست گیرد. كاری كه در ۳۰ تیر میخواستند قوام انجام دهد اكنون به دست زاهدی به ثمر میرسید و طرح سیا با رفراندوم دكتر مصدق و اعلام انحلال مجلس زمینه اجرا پیدا كرد و نشان داد كه انتظار كمك از آمریكا بسیار بیمورد و اندیشهای خطا بوده است. تصور اینكه آمریكا به خاطر منافع مردم ایران با انگلیس – متحد اصلی خود – درگیر شود، تصوری باطل بود.
مصدق با وجود اختیارات قانونی و قدرت نظامی بسیار، تسلیم كودتایی شد كه میتوانست از آن جلوگیری كند. دولت كودتا به ریاست زاهدی، دو وظیفه اساسی داشت؛ سركوبی نهضت مردمی و حل مساله نفت. حكومت نظامی، كه در زمان مصدق هم بود، اكنون توسعهیافته و تیمور بختیار به علت خشونت و درندهخویی در راس آن قرار گرفت.
مردم به ناچار در سكوت فرو رفته بودند، اما این سكوت، آتش زیر خاكستر بود. آتشی كه هرگز خاموش نمیشد.
سه روز بعد مصدق خود را تسلیم دولت وقت كرد. از همكاران مصدق بعضی بازداشت، عدهای متواری و گروهی نیز به همكاری با دولت جدید مشغول شدند. دكتر فاطمی كه هدف انتقامجویی دربار قرار گرفته بود، با وجود فعالیت گستردهای كه در داخل و خارج كشور برای نجات جانش به عمل میآمد، مورد خشم شاه قرار گرفت و جان خود را از دست داد. دولت زاهدی درصدد تقویت بنیه مالی خود برآمد و از آمریكا كمكهای بسیاری دریافت كرد. هدف این بود كه ملت را خاموش كنند و در محیطی خفقانآور و استبدادزده مساله نفت را حل و فصل نمایند.
كابینه زاهدی از عوامل آمریكایی و انگلیسی تشكیل شده بود. اكثر مطبوعات تعطیل شدند و بقیه به شدت مورد سانسور قرار گرفتند. اجتماع مردم ممنوع اعلام شد. انتخابات مجلس در دوره هجدهم با دخالت مستقیم دولت انجام گرفت. زاهدی فكر میكرد كه میتواند روی مخالفت آیتالله كاشانی با مصدق و جلب حمایت او حساب كند؛ اما آیتالله كاشانی از همان روزهای اول به مخالفت با او برخاست.
روزهای پس از كودتا، همه چیز آرامآرام به وضعیت متعادل گذشته بازمیگشت. ادارهها، مغازهها و كارخانهها باز شدند و زندگی به حالت عادی برگشت. مردم نیز كه تا حدی از این همه اغتشاش خسته شده بودند رفتهرفته آماده میشدند تا با اوضاع جدید خو بگیرند و به حیات معمول خود ادامه دهند. یكی – دو روز بعد مغازه حلواپزی پدرم نیز مثل دیگر مغازههای پامنار باز شد.
صبح روز بعد، از خواب بیدار شدم و از خانه بیرون رفتم؛ باوركردنی نبود. شهر را هوای خفقانآور اختناق پر كرده بود. دلگیر و وحشتآور....