فرهیختگان: دو بازمانده یك شبكه مخوف دستبرد مسلحانه كه در پرونده سنگین آنان، كشتن افسر كلانتری «یوسفآباد» تهران نیز به چشم میخورد در عملیات تخصصی پلیس آگاهی بازداشت شدند.
به گزارش خبرنگار ما، ظهر بیستوهشتم آذر ۱۳۸۵ افسران گشت کلانتری ۱۲۵ یوسفآباد در بزرگراه «کردستان» به سرنشینان یک دستگاه موتوسیکلت پولسار مظنون شدند و ایست دادند. پلیس پس از توقف آن موتور، سرگرم بازرسی بدنی دو مرد جوان بود که ناگهان سرنشینان خودروی دوو سییلوی سفید، تیراندازی کردند. جنایتکاران مسلح در چندمتری دو موتورسوار کمین کرده بودند كه بهدنبال شلیک خونبار گریختند. همان موقع دو موتورسوار تبهکار هم پا به فرار گذاشتند و یکی از ماموران که گلولهها به پایش خورده بود از کلانتری ۱۲۵ کمک خواست. حال افسران پلیس وخیم اعلام شده بود و به همین دلیل یک فروند آمبولانس هوایی در خیابان ۶۶ غربی بزرگراه «کردستان» فرود آمد. زخمیان اگر چه با بالگرد به بیمارستان فرستاده شدند اما متاسفانه ستوان «عیسی مرادحسنزاده» با وجود تلاش بیوقفه پزشکان به شهادت رسید.
بازپرس بهروز - هنرمند کشیک وقت دادسرای ناحیه ۲۷ تهران - پس از بررسیهای مقدماتی دستور داد پیکر آن شهید به پزشکی قانونی فرستاده شود. در آن بین مشخص شد تبهکاران پس از زخمیکردن افسر جانبرکف، سلاح کمری او را دزدیده اما موتور خود را جا گذاشته بودند. با پیگیریهای پلیس فاش شد موتوسیکلت پولسار و دوو سییلو دزدی بوده است و به احتمال زیاد سرنشینان آنها سودای دستبرد مسلحانه در سر داشتند.
با طرح این فرضیه، پرونده برای رسیدگی تخصصی به اداره آگاهی مرکز فرستاده شد و چهرهنگاری رایانهای در دستورکار خود قرار گرفت. کارآگاهان در گام بعدی، یک گروه از مظنونان پیشنهدار را شناسایی کردند و نامحسوس تحت نظر گرفتند. چند روز بعد همان دوو که در گوشه یک خیابان رها شده بود کشف شد و تحقیق به مرحله تازهتری رسید.
ردیابی جنایتکاران با توجه به سرنخهای مکشوفه ادامه داشت تا اینکه ۲۵ خرداد ۸۷ به پلیس اعلام شد سه مرد مسلح با زانتیای نقرهای به آژانس هواپیمایی «یاسین» در شهرک قدس (غرب) تهران حمله كردهاند و با شلیک تیرهوایی، دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان و یک چک ۱۸ میلیون تومانی دزدیدهاند. نمره (پلاک) آن خودرو، دزدی بود و ماموران با شناسایی صاحب اصلی «زانتیا» به اطلاعات تازهتری رسیدند.
هشتم تیر ۱۳۸۷ بود که دو تبهکار مسلح با همان زانتیای نقرهای به یک فروشگاه موادغذایی در خیابان آیتالله کاشانی، غرب تهران، حمله و بهخاطر مقاومت صاحب آن، تیراندازی کردند. شلیک چهار گلوله، زخمیشدن صاحب فروشگاه موادغذایی را بههمراه داشت و دزدان دستپاچه گریختند. چندی بعد زانتیای نقرهای نیز که در منطقهای خلوت رها شده بود کشف شد و کارآگاهان موفق به شناسایی محل زندگی متهمان اصلی شدند.
سرانجام بامداد ۲۷ تیر ۸۷ حساسترین مرحله عملیات پلیس آگاهی در دو نقطه از غرب تهران رقم خورد و پنج مرد و سه زن بهدنبال تیراندازی ماموران دستگیر شدند. در آن بین، یکی از مجرمان مسلح زخمی شد و همدستانش که دست خود را رو شده میدیدند به ناچار لب به بیان حقیقت گشودند. اعضای اصلی شبکه به دو فقره دستبرد مسلحانه، دزدیدن خودرو و به شهادت رساندن مامور کلانتری اعتراف کردند و روانه زندان شدند. این در حالی بود که دو قبضه کلاشینکف، سه تیغه خشاب اضافه، یک قبضه کلت مجهز به صدا خفهکن، چند اسپری اشکآور و... از مخفیگاه مجرمان بهدست آمد و فاش شد آنان میخواستند به ۱۵ مکان تجاری دیگر از جمله چند بانک و طلافروشی دستبرد بزنند که نقرهداغ شدند.
کیفرخواست این شبکه مخوف در حالی در دادسرای امور جنایی پایتخت صادر شد که چندیپیش یکی از سرکردگان آن به نام «امیرحسین- ت» بر اثر بیماری ریه در زندان جان سپرد. بدینترتیب لحظهشماری برای محاکمه «امیرعباس- ت»، «یعقوب»، «خسرو» و «علی» و سه زن دستگیرشده که نسبت خانوادگی دارند آغاز شد. این زنان البته در هیچکدام از دستبردهای مسلحانه حضور نداشتند اما از اجرای نقشههای شوم مطلع بودند. «امیرعباس» ۲۶ مرداد ۸۹ به جرم کشتن افسر کلانتری «یوسفآباد» در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خود، جنایت را بر گردن برادرش «امیرحسین- ت» انداخت اما سازماندهی دستبردهای مسلحانه را گردن گرفت.
این محاكمه در شرایطی نیمهتمام ماند كه تلاش پلیس آگاهی برای بازداشت یعقوب (عضو شبكه امیرعباس) ادامه داشت. وی پیش از صدور قرار مجرمیت با سپردن وثیقه سنگین آزاد شده و گریخته بود.
كارآگاهان پس از دو سال تجسس بیوقفه و با تجمیع اطلاعات توانستند آخرین مخفیگاه «یعقوب» را در محدوده میدان امام حسین(ع) شناسایی كنند اما باز هم مجرم فراری دستگیر نشد.
پلیس در گام بعدی عملیات تخصصی، مطلع شد «یعقوب» و همدستانش با استفاده از یك دستگاه كامیون خاور و تهیه مدارک جعلی ۱۵۰ تخته فرش از یک شرکت باربری در شمال كشور دزدیدهاند و سودای قاچاق کالا در سر دارند.
به فاصله كوتاهی پس از برملا شدن این موضوع، تبهكار خشن كه در خانه خواهرش در خیابان «نامجو» پنهان شده بود محاصره شد. وی با دیدن ماموران شوكه شد و تلاش كرد از طریق بالكن و پریدن به خانه همسایه فرار كند كه به زانو درآمد. در این عملیات، شوهرخواهر «یعقوب» به نام «آرش» نیز بازداشت شد و لب به اعتراف گشود.
«یعقوب» گفت: در یك آژانس مسافرتی كار میكردم كه دو برادر (امیرعباس و امیرحسین) برای تهیه بلیت به سراغم آمدند و با آنان دوست شدم. همین رابطه صمیمانه تا جایی پیش رفت كه آنان به من اعتماد كردند و وارد تیمشان شدم اما در كشتن افسر كلانتری نقشی نداشتم.
معاون مبارزه با جرمهای جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام كرد: تحقیق درباره سایر خلافهای احتمالی «یعقوب» و «آرش» در حالی ادامه دارد كه به نظر میرسد آنان در پایتخت و شمال ایران، جرمهای دیگری رقم زدهاند. بنابراین سلیمانی - دادیار شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران - از رسانهها خواسته تصویر بدون پوشش چهره هر دو تبهكار را منتشر كنند تا سایر شاكیان احتمالی، آنان را شناسایی كنند.
سرهنگ «سعید لیراوی» افزود: مالباختگان میتوانند برای پیگیری ماجرا به پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران در خیابان «وحدت اسلامی» یا شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه ۲۷ بروند. ماموران با شماره تلفن ۵۱۰۵۵۵۰۱ نیز پاسخگو هستند.