تازه‌ها :
قبلی بعدی
گفت‌وگو با فرزاد موتمن كارگردان مجموعه تلویزیونی نون و ریحون
پایان زنانه‌ای در راه است
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۱۵ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۶:۴۵ تعداد بازدیدها: ۱۲۱۵
پایان زنانه‌ای در راه است

احمد محمداسماعیلی:فرزاد موتمن در دهه پنجم زندگی‌اش به طنازی و كار كمدی روی آورده است (!)... پوپك و مش‌ماشاالله پروفروش‌ترین فیلم شش ماهه اول سینمای ایران در سال ۸۹ است. فرزاد موتمن در اولین ساخته‌اش در عرصه كارهای مناسبتی تلویزیونی باز هم به سراغ ژانر كمدی و دعواهای زنان علیه مردان می‌رود و جاهایی هم به خصوص در قسمت‌های میانی مجموعه مخاطب را غافلگیر می‌كند. البته «نون و ریحون» به دلیل محدودیت‌هایی كه فرزاد موتمن در ساخت سریال داشته نشان دهنده تمام توان فیلمسازی او نیست.

در كارهای مناسبتی تلویزیونی به دلیل اینكه گروه برای به موقع رساندن سریال به‌منظور پخش از آنتن با محدودیت زمانی مواجه است، معمولا تلویزیون و مدیران شبكه‌ها ما فرصت و امكان بیشتری دارند تا سیاست‌های خود را در حوزه ساخت مجموعه‌ها به كار ببرند، چقدر به این مساله اعتقاد دارید؟
وقتی گروه مشغول رساندن به موقع سریال برای پخش از شبكه است و فیلمنامه روزبه‌روز نوشته می‌شود، كارگردان مجبور است كارش را ادامه  بدهد و خیلی فرصت گفت‌وگو و بحث پیدا نمی‌كند و در مقابل خواسته شبكه كوتاه می‌آید. قبل از شروع ساخت سریال، نویسندگان مجموعه در مورد رویكردهایی كه در سریال مورد توجه مدیران شبكه است، جلساتی داشتند و مدیران شبكه از آنها خواسته بودند از شوخی‌های سیاسی در نوشتن متن مجموعه استفاده شود. موقعی كه یكی از این شوخی‌ها در قسمتی از مجموعه به كار برده شده بازتاب وسیعی در بین جامعه داشت و مدیران بلافاصله تصمیم گرفتند از وسعت پرداختن به این شوخی‌های سیاسی در مجموعه كم شود و چون نوشتن متن همزمان با فیلمبرداری انجام می‌شد تیم نویسندگان سریع این تغییرات را در كار انجام داد. هنوز هم خیلی از دیالوگ‌ها به خواسته مدیران شبكه حذف می‌شود یا صحنه‌هایی كم و زیاد می‌شوند. به لحاظ وجوه هنری این كار لطماتی به كیفیت كار می‌زند. البته به لحاظ چنین برخوردی به مدیران شبكه حق می‌دهم، زیرا به هر حال كار در تلویزیون مسائل خاص خودش را دارد. به عنوان كارگردانی كه این ضوابط را پیش از شروع كار پذیرفته خودم را ملزم به انجام چنین خواسته‌هایی می‌دانم. الان من نمی‌توانم بلند شوم بروم تلویزیون دفتر مدیریت شبكه و بگویم چرا فلان دیالوگ و چرا فلان صحنه حذف شد. خب تشخیص و مصلحت این بود كه این دیالوگ‌ها و صحنه‌ها نباشد.
محمود رضوی (تهیه‌كننده نان و ریحون) تهیه‌كننده جوانی است كه تهیه و تولید «درباره الی...» ساخته اصغر فرهادی و كار جدید كمال تبریزی را در كارنامه كاری‌اش دارد، چقدر وجود این تهیه‌كننده به شما كمك كرد كه در زمینه انتخاب بازیگران مورد علاقه و سایر شرایط تولید دست‌تان باز باشد؟
محمود رضوی تهیه‌كننده خوب و موفقی است و از همكاری با او احساس رضایت دارم. به درستی وظایف تهیه‌كنندگی را می‌داند و پای همه چیز می‌ایستد و به خوبی گروه و پروژه را حمایت می‌كند. در این روزهایی كه به علت عجله و شتاب برای آماده كردن به موقع سریال این امكان را ندارم كه در زمینه تدوین نظارتی داشته باشم، به شخصه در كنار تدوینگر حضور پیدا می‌كند و بر كار تدوین نظارت دارد و به صورت پیوسته از اتاق تدوین به محل فیلمبرداری در رفت و آمد است. این احساس مسوولیت حرفه‌ای از سوی تهیه‌كننده شرایط مناسبی را برای گروه فراهم می‌آورد تا بتواند روی كار تمركز داشته باشد.
معمولا در سینما با فیلمنامه‌ نویسانی (سعید عفیفی و سروش صحت) همكاری می‌كنید كه نقاط مشترك زیادی با آنها دارید. در
«نون و ریحوون» نحوه همكاری شما با فیلمنامه‌نویسان چگونه بود؟
قبل از شروع فیلمبرداری جلسات متعدد و فشرده‌ای با فیلمنامه‌نویسان مجموعه داشتم. حتی دو، سه باری بر اثر اختلاف عقیده جلسات‌مان به نتیجه‌ای نرسید و كدورت‌هایی پیش آمد. اما به تدریج اختلاف عقیده ما كم‌رنگ شد و كار روی غلتك افتاد. بعد از شروع فیلمبرداری همان گونه‌ای كه پیش‌بینی می‌كردم ما چندان تصمیم‌گیرنده درباره خط و خطوط و مسیر داستان نبودیم و آنچه آماده می‌كنند و می‌نویسند را می‌سازیم(!)
پنج شخصیت اصلی مجموعه (رفقایی كه رستوران را تاسیس كرده‌اند) آدم‌های گیج و منگ، تا حدودی خنگ و دست‌وپا چلفتی به نظر می‌رسند. جنس این شخصیت‌ها كماوبیش با جنس آدم‌های كمدی‌های عامه‌پسند و به اصطلاح سبك سینمای آمریكا در دهه ۹۰ شباهت‌هایی دارد به این مساله اعتقاد دارید؟
فكر می‌كنم بیشتر خام هستند تا خنگ و دست‌وپا چلفتی. این چهار، پنج جوان در طول خط‌سیر قصه و اتفاقاتی كه برای آنها رخ می‌دهد به تدریج به سوی كامل و مدرن شدن گام برمی‌دارند.
حتی خان عمو كه آدم باتجربه و پخته‌ای به نظر می‌رسد، مقداری گیج و پرت به نظر می‌رسد.
خان عمو آدم متضاد و دگرگونی به نظر می‌رسد. ظاهرا عقاید تند، افراطی و ضدزنانه‌ای دارد. اما به تدریج متوجه می‌شویم كه جنس زن را خوب می‌شناسد و با اسم مستعار كتاب‌هایی با محوریت موضوع‌های زنانه می‌نویسد(!)
یكی از نقاط ضعف سریال استفاده از راوی به‌عنوان عامل ارتباطی و دادن اطلاعات لازم به تماشاگر است كه خیلی ساده و سهل‌الوصول به نظر می‌رسد؟
معتقدم درباره این سوال بیشتر باید با نویسندگان صحبت می‌كردید. نویسنده‌ها با توجه به اینكه مجموعه داستان‌های پراكنده‌ای دارند و به نوعی مجمع‌الجزایر به نظر می‌رسند. تصمیم گرفتند با استفاده از حضور یك راوی این مجموعه داستان‌‌های مستقل از هم را به یكدیگر متصل كنند. قرار نبود راوی به شكل فعلی‌اش وجود داشته باشد، بلكه راوی نوزاد دختری بود كه تازه به دنیا آمده و او قصه را روایت می‌كرد. اما در شروع كار متوجه شدیم استفاده از این شیوه چندان جواب نمی‌دهد و شیوه مناسبی نیست و ترجیح دادیم از صدای فرهاد آئیش استفاده كنیم و آئیش دارد كودكی را بازی می‌كند كه در قسمت‌های پایانی سریال بهتر با هویت این كودك آشنا می‌شوید.
استفاده از صدای فرهاد آئیش به جای راوی این ذهنیت را برای مخاطب به وجود می‌آورد كه
خان عمو همان راوی است؟
امیدوارم این مساله در قسمت‌های بعدی حل بشود. این كودكی كه قصه را تعریف می‌كند به خان‌ عمو نزدیك است و درواقع این كودكی است كه خان عمو آرزوی داشتنش را دارد اما این كودك هیچ‌گاه به دنیا نیامده است.
در بحث بازیگران برزو ارجمند، فرهاد آئیش، رضا داوود‌نژاد و شقایق دهقان سابقه بازی در كارهای طنز را داشته‌اند، اما برخی از بازیگران نظیر علی قربانزاده و گلاره عباسی اولین بار است كه در چنین نقش‌هایی ظاهر شده‌اند. بازیگران را چگونه انتخاب كردید؟
به هر حال مقتضیات نقش‌ها چنین انتخاب‌هایی را نیاز داشت و بخش دیگر مرتبط به مضمون سریال است كه بنا بود یك سریال مردم‌پسند، سرگرم‌كننده و كمدی باشد كه بتواند حین تماشای كار خستگی را از تن مخاطب خارج كند و به مخاطب شور، نشاط و شادی بدهد. مردم هم علاقه دارند بازیگران امتحان پس داده كه بارها در عرصه كمدی بازی كرده‌اند را دوباره ببینند بنابراین در بحث انتخاب بازیگران به این مساله توجه داشتیم. علی قربان‌زاده اصولا بازیگر مجموعه‌های كمدی نیست و البته نقش علی قربانزاده طنز و كمدی نیست و كاراكتری جدی دارد. برخلاف سایرین كمتر بلاهت رفتاری در او دیده می‌شود و رفتارهای جدی و معقولانه‌تری از خود بروز می‌دهد. گلاره عباسی هم بازیگر كمدی نیست. اما در نقش فرشته خوب جواب داد و توانست به خوبی زوایای شخصیتی این كاراكتر را متوجه شود و حین بازی هم به این وجوهات
توجه داشت.
به نوعی فرید (علی قربانزاده) مغز متفكر گروه محسوب می‌شود.
فرید رفتارهایش منطقی و حساب‌شده به نظر می‌رسد اما موضعی رو به بالا نسبت به سایرین دارد.
اما در قضیه حمایت از ریحانه مقداری رفتارهایش از سمت و سوی معقول و منطقی بودن فاصله می‌گیرد.
قبول دارم باید مواظب رخ دادن این اتفاق در مورد شخصیت فرید باشیم. متن به سمتی كه اشاره كردید رفت و من هم با چنین اتفاقی موافق نبودم و خیلی از این نوع اتفاقات را حین ساخت كنترل كردیم. رفتارهای فرید در قبال ریحانه از این شدیدتر بود. به نظرم نباید ریحانه اینگونه عمل كند. فعلا كنترل می‌كنیم كه ریحانه آن طرفی نرود!
قضیه عشق سیاوش كه عاشق بازیگری در سینماست و دلباخته افسر پلیس زنی می‌شود ناگهان از روند قصه حذف می‌شود، این مساله دلیل خاصی داشت؟
این شخصیت یك جورهایی شبیه كاراكتر جویی در سریال «دوستان» است كه در دهه ۹۰ از سریال‌های محبوب تلویزیونی آمریكا بود و این سریال كارگردان‌های متعددی داشت و از بهترین مجموعه‌های كمدی دهه ۹۰ تلویزیون آمریكا محسوب می‌شود. پخش و ساخت این مجموعه ۱۰ سال به طول انجامید و سیاوش خیلی به شخصیت‌جویی در این سریال نزدیك است كه این شباهت به علایق من برنمی‌گردد زیرا نویسنده دیگری آن را نوشته و ما متاسفانه مجبور شدیم برخی از صحنه‌هایی را كه سیاوش در آن بازی داشت، حذف كنیم.
به چه دلیل؟
همان قضیه عشق و عاشقی سیاوش با یك پلیس زن كه مسوولان شبكه درخواست كردند از این صحنه‌ها استفاده نشود. بنابراین حضور سیاوش كم‌رنگ شد. در بخش‌هایی از مجموعه سیاوش درگیر حضور در یك تظاهرات خیابانی هم می‌شود كه این صحنه‌ها هم از مجموعه حذف شد و به همین دلیل این كاراكتر در كلیت مجموعه پا در هوا به نظر می‌رسد.
برخی از شخصیت‌ها نظیر مظفر (با بازی سعید پیردوست) ناگهان و بدون مقدمه از وقایع سریال حذف می‌شوند، این مساله چه دلایلی داشت؟
این قضیه خارج از كنترل ما بود. علاقه داشتیم كاراكتر مظفر در سریال همچنان حضور داشته باشد. اما نویسندگان به‌دلیل شرایطی كه برای این بازیگر به‌وجود آمد دخترش را جایگزین كردند.
اما مخاطب تازه به كل‌كل و رقابت مظفر و خان‌عمو عادت كرده بود.
خود من هم با شخصیت مظفر حال می‌كردم(!) بنابراین از نویسندگان خواستم به نوعی شرایط را برای حضور مجدد مظفر در وقایع سریال امكان‌پذیر كنند تا آن كل‌كل كه اشاره كردید دوباره شكل گیرد.
آیا این تغییر و تحولات، غیبت برخی از شخصیت‌ها و اضافه‌شدن شخصیت‌های جدید به ارتباط مخاطب با كار لطمه وارد می‌كند؟
بله، این قضیه را قبول دارم.
قضیه ضدزن بودن خان‌عمو و گسترش آن به قضیه پسران مجموعه از اول مدنظر بود یا در شروع فیلمبرداری به كار اضافه شد؟
همان قضیه قدیمی جنگ بین جنسیت‌ها (زن و مرد) است، اما امیدوارم از پس مظاهر ضد زنانه و مردانه این قصه اتفاقا به یك پایان زنانه برسیم.
معمولا در این نوع قصه‌ها آدمی كه خودش را خیلی مرد می‌داند و رفتارهای ضدزنانه‌ای دارد نظیر خان‌عمو همه را می‌تواند غافلگیر كند؟
درواقع نیمی از شخصیت خان‌عمو علی‌رغم چرت‌وپرت‌هایی كه درباره زنان می‌گوید ویژگی زنانه دارد(!)
حتی در بخشی كه به نویسندگی خان‌عمو پرداخته می‌شود. نشان داد می‌شود كه اتفاقا خان‌عمو به خوبی روحیات و دغدغه‌های زنان را می‌شناسد.
با جمله زیگموند فروید به این مضمون كه «همه ما بیش از ۴۰ درصد از ویژگی‌های جنس مخالف را در خودمان داریم»، موافق هستم بله و امیدوارم نویسندگان مجموعه هم با این تعبیر موافق باشند و انتهای مجموعه مردانه تمام نشود(!)
در مجموعه دو لهجه آذری و شمالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای استفاده از لهجه‌ها چه ملاك‌هایی را در نظر داشتند؟
لهجه آذری را كه برای صحبت پدر فرشته درنظر گرفتیم، خیلی از آن استقبال كردم. برای اینكه یك جایی در قصه متوجه می‌شویم پدر فرشته اصلا آذری نیست و عنوان می‌كند اصفهانی است و او لهجه زن مرحومش را به خودش گرفته است. به هر حال ترك، فارس، لر و شمالی همه ایرانی هستند و در اصل ‌یك كشور واحد علی‌رغم تنوع قومیتی هستیم و این مضمون این مساله را تقویت می‌كرد. نكته تازه این است كه شوخی‌هایی كه با لهجه آذری پدر فرشته انجام می‌شود با یك فرد فارسی‌زبان بوده است.
انتخاب خسرو احمدی هم برای ایفای این نقش خیلی درست بود.
بله، خسرو احمدی بازیگر شیرینی است. برای منیر هم قصد داشتیم از لهجه‌ای بین لهجه تهرانی و سایر لهجه‌ها استفاده كنیم. منیر یك جاهایی شمالی، جاهایی تهرانی و بخش‌هایی ملغمه‌ای ‌از این دو لهجه است و یك روستایی مهاجر كه برای كار به تهران آمده محسوب می‌شود.
تم تقابل سنت و مدرنیته كه در فیلم قبلی شما پوپك و مش‌ماشاءالله مورد رویكرد قرار گرفته بود، باز هم در ساختار این مجموعه دیده می‌شود. به این تم علاقه خاصی دارید؟
به‌نظر می‌رسد این ویژگی جامعه ماست كه مركب و ناموزون است، سنتی و مدرن است و علت آن هم به هم ریختگی‌هایی است كه در جامعه وجود دارد، بنابراین حتی در آثار كمدی به این مساله توجه می‌شود و در ساختار و بن‌مایه كار مورد استفاده قرار می‌گیرد.
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow فرهنگ arrow پايان زنانه‌اي در راه است