پیمان مقدم:باز هم همان حکایت همیشگی. روزگاری بود كه شخصیتهای منفی و آدمبدهای فیلمها و سریالها هر شغلی داشتند، فردای پخش و اكران عمومی هیاتمدیره صنف مربوطه كفن میپوشید و به خیابان میآمد كه چرا باید شخصیت منفی اینكاره باشد و اونكاره نباشد!
تازگیها دزدها و قاتلها به هر اسمی در عرصه هنر خطاب شوند، زیدها و عمروها معترض میشوند كه چرا ما؟ چرا هابیل و قابیل فرشته باشند و ما دیو دوسر؟ حال حلقه محاصره رسیده به گویش شخصیتها كه چرا دكتر و مهندس فیلم فلان لهجه را دارند و پیك موتوری سریال بهمان گویش را. درنتیجه بلافاصله پیك موتوری سریال «فاصلهها» در سریال «جراحت» پزشك متخصص میشود و خب معلوم است كه تماشاگر پس میزند و میخندد و جدی نمیگیرد. روزگاری شوخی با مشاغل و اسامی غائله برپا میكرد اما دیگر شوخی و جدی هم ندارد ظاهرا. به تدریج باید در تمام سریالهای ایرانی با آدمهای عصاقورتدادهای طرف باشیم كه از دانشمند و محقق تا جیببر و جاسوس متعلق به ناف پایتخت هستند و فارسی دری هم صحبت میكنند. چون دیگر در این دیار كمتر كسی است كه فارسی دری بداند پس لهجه و ادای كلمات به تریج قبای كسی هم برنمیخورد و سببساز اعتراض نمیشود. برخی اهالی خونگرم و هنردوست و هنرپرور اصفهان شكایت به زمین و زمان بردهاند كه لهجه كپی شده سریال «در مسیر زایندهرود»، اصالت این گویش را زیر سوال برده است و توهینآمیز است و در شأن زایندهرودیان نیست و سپاهانی برانگیختهاند علیه این سریال تا هر روز قیچی جرح و تعدیل مطابق شنیدهها بزرگتر و حریصتر شود. نكته اینجاست كه هموطن عزیز شیرینزبان من، شما این نقیصه را به بزرگواری خود ببخشایید و بگذارید از شیرینی لهجههای درست اداشده باقی بازیگران و ضربالمثلها و تكهكلامهای قیمتی به كار رفته در دیالوگها كه بسیاریاش جذاب و شیوا و شنیدنی است، لذت ببریم. به جان عزیزتان و به همان سیوسهپلتان سوگند كه میشود برخی كمكاریها را بخشید و اجازه داد كودكان دیگر نقاط این پهنه گوششان به شیرینی گویش زایندهرودیها آشنا باشد. اگر قرار است این یادگارهای دیرینه برای نسلهای بعد بماند و ببالد باید اجازه داد هنر وارد عرصه شود و با هنرمندی بهره گیرد و به كار ببندد. همیشه هم كه قرار نیست گویشها نچسب از آب دربیاید. جای تاسف اینجاست كه چندی است دارد باب میشود و رسم میشود كه همه به همهچیز اعتراض فرمایند و تحصن كنند و تجمع به راه اندازند و نمایندگان مجلس به نطقهای احساسی و آتشین وادار گردند. خب عزیز هموطن وقتی هر لهجه و گویشی كه به كار میرود بیرق اعتراض شما از گوشهای بلند میشود، بخشنامهها و قطعنامههای مدیران و متولیان هم یكبهیك میآید و بهتدریج عطای استفاده از گویشها به لقایش بخشیده میشود. واقعا زمانی فراخواهد رسید كه نقصها و كاستیها را به بزرگی و بلندنظری خود ببخشیم و فرصت تجربه و آزمون و خطا به اهل هنر بدهیم تا راهكارهای بهتر را بیازمایند؟ تا اطلاع ثانوی و با كمال تاسف بعید است.