افراد مشهور از خرابكاری‌های خانه‌داری‌شان می‌گویند
هنوز یك آشپز فوق‌العاده‌ام
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۷:۰۴ تعداد بازدیدها: ۱۵۶۷
هنوز یك آشپز فوق‌العاده‌ام

ترجمه: رعنا شیرازی/شری شفرد: درست وقتی كه پسر كوچكم را مجبور می‌كنم تا تختش را مرتب كند، خودم در این كار هم تنبلم و هم خرابكار! بله درست شنیدید من یك پسر دارم در حالی كه بعد از گذشتن چندین سال، تنها روزی كه تختم را مرتب می‌كنم روز شنبه است. و خدا نكند كه جمعه برسد؛ شب به هنگام خواب مجبور می‌شوم كناره تخت را برای خوابیدن انتخاب كنم چراكه تمام تخت پوشیده از لباس، كتاب و كاغذ‌های فراوان اما مهم است.

جنا فیشر: روزی مجبور بودم از چند میهمان خارج از شهر پذیرایی كنم، اما آنقدر مشغول بودم كه فرصت تهیه غذا را نداشتم و تصمیم گرفتم حداقل دسر را خودم درست كنم. مخلوط براونی چیزی بود كه تصمیم به درست كردنش داشتم، اما هنگامی كه آن را برای میهمانان سرو كردم متوجه بوی عجیبی شدم كه از دسر‌ها بلند می‌شد، قیافه‌اش هم یك شاهكار شده بود. درست شبیه به یك تكه چربی ولو شده با كمی پف! حتی بچه‌ها كه عاشق این دسر بودند هم آن را رد كردند. خلاصه اینكه من سرخورده به دنبال اشتباه كارم می‌گشتم و در حین پرس‌وجو از میهمانان متوجه شدم كه باید از روغن‌زیتون استفاده می‌كردم، نه روغن سبزیجات!
لیزا كودرو: وقتی كه خواننده بودم هیچ وقت تختم را مرتب نمی‌كردم، مگر اینكه تصمیم به عوض كردن ملحفه‌ها داشتم. دلیلش هم این بود: هیچ‌كس به جز خودم تخت را برای خوابیدن انتخاب نمی‌كرد و در هر صورت باز هم تخت به هم می‌ریخت! حالا من این حقیقت را درك كرده‌ام كه نمی‌توانم به درستی تختم را مرتب كنم و همیشه بعد از مرتب كردن، تخت خواب قیافه مضحكی به خودم می‌گیرم.
جولیا رابرتز: ۱۱ ساله بودم و تصمیم داشتم مادرم را یك هدیه خوب به مناسبت روز مادر غافلگیر كنم و این هدیه درست كردن پنكیك صبحانه بود. قبل از آن روز هیچ وقت آشپزی نكرده بودم و از طرفی هم خوشحال و هیجان زده بودم. وقتی آنها را با تشریفات فراوان پیش مادرم بردم و او اولین چنگال را به پنكیك‌ها زد، همه شكل و قیافه‌اش به هم ریخت و حدس زدم كه درست نپخته بود؛ اما مادرم هیچ وقت به رویم نیاورد كه چه گندی زده‌ام.
آرتا فرانكلین: خیلی وقت‌ها پیش می‌آید كه من چیز را برای گرم شدن و یا حتی پختن روی گاز می‌گذارم و با خیال راحت كه اجاق درجه‌اش كم است می‌روم و به باقی كارهایم می‌رسم و درست تا وقتی كه بوی سوختگی در كل خانه بپیچد، به خاطرم نمی‌آید كه چیزی روی گاز در حال جوشیدن بود و درست در همین حال است كه مجبور می‌شوم قابلمه را بسابم، اما با تمام این احوالات هنوز هم یك آشپز فوق‌العاده هستم.
منبع: سایت ‌ام‌اس‌ان/ www.msn.com
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >
صفحه نخست arrow زندگي arrow هنوز يك آشپز فوق‌العاده‌ام