فرهیختگان، مرجان همایونی: پرونده پسری كه بهخاطر فرار از گذشته تلخش، پدر، برادر و خواهر خود را به آتش كشید روی میز دادگاه كیفری استان تهران قرار گرفت.
غروب شانزدهمین روز فروردین ۱۳۸۷ در حالی كه فقط چند روز از دید و بازدید عید گذشته بود آتشسوزی در یك ساختمان مسكونی در شهریار از جنایت تكاندهندهای خبر میداد. هیاهوی همسایگان و آژیر خودروهای آتشنشانی و آمبولانسها، سكوت كوچه را شكسته بود كه پیكرهای پدر و دو کودک به پزشكی قانونی فرستاده و تحقیق میدانی آغاز شد. در آن بین پسر ۱۹ سالهای به نام اشكان كه در قربانگاه، بیهوش بود روانه بیمارستان شد و تحت درمان قرار گرفت. اشكان كه روانپریش بود پس از بهبودی نسبی بازجویی شد و گفت: ۱۰ ساله بودم كه مادرم پس از رفتن پدرم به سر كار مرا به بهانههای مختلف به بیرون میفرستاد. بعد از مدتی باخبر شدم مرد غریبهای در نبود پدرم به خانه ما رفت و آمد دارد.
وی ادامه داد: دلم میخواست مرد غریبه را بكشم اما نمیتوانستم و جرات این را هم نداشتم كه به پدرم چیزی بگویم. میترسیدم پدرم، مادرم را از خانه بیرون كند و دیگر مادر نداشته باشم. این ماجرا ادامه داشت تا اینكه پدرم هم به رفتار مادرم شك كرد و یك روز به تعقیبش پرداخت و سرانجام مرد غریبه را دید. پدرم با مادرم درگیر شد و موضوع را به اعضای خانواده مادرم و پدربزرگم گفت اما آنان زیر بار نرفتند. میگفتند پدرم خیالاتی شده و بیخود تهمت میزند.
اشكان اضافه كرد: كشمكش خانوادگی ادامه داشت تا اینكه نامهای به دست پدرم رسید. در آن نوشته شده بود برادر هفت سالهام امیرحسین فرزند پدرم نیست. برملا شدن این راز تلخ باعث شد تا جنجال در خانه ما به اوج خود برسد و پدرم از مادرم شكایت كند. در نتیجه به دستور قاضی، آزمایش DNA از امیرحسین گرفته و ثابت شد وی فرزند پدرم نیست. مجرم جوان توضیح داد: وقتی مادرم از نتیجه آزمایش باخبر شد تصمیم گرفت فرار كند. من و پدرم در خیابان بودیم كه همان مرد شیطانصفت به ما حمله كرد تا مادرم را فراری دهد. در آن دعوا پدرم زخمی شد و به خانه برگشتیم. پس از چند ساعت متوجه شدم گوشهای از خانه شعلهور شده و تا آمدم آتش را خاموش كنم بهخاطر دودگرفتگی بیهوش شدم. باور كنید من نمیدانم چه كسی آتش به پا كرده بود.
ادعاهای اشكان در شرایطی در پروندهاش ثبت میشد كه بررسیهای موشكافانه كارشناسان نشان میداد وی آتش به راه انداخته است. بنابراین یك بار دیگر متهم تحت بازجویی تخصصی قرار گرفت و زمانی كه خود را در بنبست اطلاعاتی دید به ناچار لب به اعتراف گشود. وی اظهار داشت: لكه ننگی كه بر پیشانی خانوادهام چسبیده بود فقط با آتش پاك میشد و من در اقدامی كینهجویانه برای فرار از گذشتهام، پدرم حسین، خواهر ۱۱ سالهام المیرا و امیرحسین را به آتش كشیدم.
به دنبال بازسازی صحنه جرم و صدور كیفرخواست، پرونده به شعبه ۷۴ دادگاه كیفری استان تهران فرستاده شد تا وقت رسیدگی تعیین شود.