حسین سناپور:مجموعه شعرم با اسم «سیاهه من» منتشر شد؛ در ۱۰۲ صفحه و ۲۵۰۰ تومان قیمت، و با حدود ۶۵ شعر. ناشرش هم مثل اغلب كارهام چشمه است. «سیاهه من» حدود هشت ماهى در ارشاد بود و پارسال مجوز گرفت و باز به دلایلى عدیده، چاپ و انتشارش تا حالا به تاخیر افتاد.
در این مدت، در وبلاگى كه چند ماهى است راه انداختهام، گهگاه شعرهایى گذاشتهام كه یكجور ورودیه و مقدمه هم براى این كتاب مىتوانستند باشند. فكر مىكردم بد نیست اهل اینطور كتابها قبل از دیدن مجموعه چندتایى شعر از من خوانده باشند. كارى ندارم كه حتما هنوز عدهاى مىگویند بهتر است همان داستانت را بنویسى. طبعا این مجموعه به درد آنها نمىخورد. بهخاطر همان پیشفرضها و چارچوبهاى بستهاى كه خیلىهامان داریم، و مىخواهیم همدیگر را براى همیشه در همان قالبهایى كه از پیش شناختهایم، یا خودمان در آن جاشان دادهایم، نگه داریم تا ما را به دردسر دوباره شناختن نیندازند. خب، من كه تا آنجا كه خودم مىدانم خیال دارم با انواع داستانها و كار در زمینه شعر (همین حالا گمانم بهقدر دو مجموعه دیگر شعر داشته باشم) و نقد و نظریه و هر كار دیگرى كه بتوانم و چیزكى ازشان بلد باشم، كمى این چارچوبها را تكان بدهم. تا چه شود.
پانوشت: نام كتاب حسین سناپور، «سیاهه من» است. كتابی كه نزدیك به دو ماه پیش مجوز گرفت و این روزها از هفتخوان گذشته و راهی كتابفروشیها شده است. حسین سناپور، بهجای اینكه سر حرف را باز كند، در وبلاگش از این كتاب و حال و هوایش درباره این كتاب نوشته است. اما اگر میخواهید مظنه دستتان باشد؛ این شعر را عجالتا از نویسنده «شمایل تاریك كاخها» و «نیمه غایب» بخوانید؛ « خودم را نگاه میكنم/ كه نان میخرد/ پول میدهد/ از پلههایی بیپایان بالا میرود/ چای بیطعمی را از گلوش میدهد پایین/ و جواب نمیتواند بدهد/ به هزار چشم اشیایی/ كه دور و برش ماتم گرفتهاند/ من هم اینجا خاموش نشستهام/ و كاری براش نمیتوانم بكنم/ همانطور كه او نتوانست.»