هلیا قاضیمیرسعید:بارزترین ویژگی هوشنگ كامكار، صداقت اوست. صداقت در تعریف از خود و گروهش. گروهی كه سالهاست در عرصه موسیقی كار میكند و توانسته برای خود تاریخچه و سابقهای دست و پا كند. گروهی متشكل از اعضای یك خانواده هنرمند. اعضایی كه هر كدام در موسیقی حرفی برای گفتن دارند. گروه موسیقی كامكارها در سال ۱۳۴۴ برای نخستینبار در سنندج، بهعنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی استاد حسن كامكار (ویولن) و عضویت هوشنگ (آكاردئون)، بیژن (خواننده)، پشنگ (سنتور)، قشنگ (خواننده و ویولن) و ارژنگ (تمبك) تشكیل شد. گروه كامكارها كه امروز نسبت به هسته اولیه آن كاملتر شده، در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ شهریور ماه در برج میلاد كنسرت خواهد داشت و درآمد حاصل از یك شب این كنسرت به كودكان سرطانی «محك» اختصاص دارد.
قرار است چه قطعاتی در این كنسرت اجرا شود؟
این كنسرت هم مانند همیشه با قطعات كردی آغاز میشود، برخی از آنها فولكلور و براساس اشعاری از شاعران برجسته كرد هستند كه با تنظیمات جدیدی اجرا میشوند.
در بخش فارسی قطعاتی چون «سرخوشان عشق» ساخته پشنگ كامكار با اشعاری از مولانا، تكنوازی سنتور و تار، تصنیف «گلبانگ رود» ساخته ارسلان كامكار با اشعار حافظ، تكنوازی كمانچه اردشیر كامكار، «یار مرا» ساخته ارسلان كامكار با شعری از مولانا، «تكنوازی عود» ارسلان كامكار و تصنیف ساقیان با شعری از مولانا به آهنگسازی خودم قرار گرفتهاند. چیدمان قطعات در بخش فارسی به گونهای است كه از موسیقی نزدیك به سنتی آغاز شده و تقریبا از قطعات پنجم به بعد آثار با تكنیكتر و به موسیقی چندصدایی نزدیكتر میشود كه ساختاری پیچیدهتر از قطعات اول خواهد داشت در بین قطعات، اعضا نیز تكنوازی خواهند داشت كه این تكنوازی هم از موسیقی نسبتا سنتی آغاز شده و به حالت مدرن و متفاوت از تكنوازی سنتی میرسد. قرار است «آوای باربد» آلبوم صوتی و تصویری این كنسرت را تهیه و منتشر كند. البته امیدواریم بتوانیم مجوز آن را بگیریم تا ماجرای كنسرت وزارت كشور سال ۱۳۸۶ دوباره تكرار نشود.
شما سالهای سال در عرصه موسیقی فعالیت داشتید و با سلیقه و ذائقه موسیقایی مردم ایران آشنا هستید و احتمالا موافق هستید كه مردم ما با كلام بیش از موسیقی ارتباط برقرار میكنند. چرا هیچوقت گروه كامكارها به شكل مستقل از خواننده استفاده نكرده است؟
در كار ما همه اعضا نقش مستقل و مفیدی دارند و خواننده هم عضوی از گروه محسوب میشود، نه اینكه نقش مستقل و مجزایی داشته باشد. در چنین شرایطی اگر خواننده نقصی داشته باشد، میگویند خواننده گروه خوب نبود. اما برخی گروهها خوانندهمحور هستند و هرچه بنوازند زیر صدای خواننده شنیده میشود. اما ما گروه كر خوبی داریم و هر كدام از سازها در ساخت اثر نقش موثری دارند. البته ما دوست داریم با خوانندگان خوب همكاری داشته باشیم. هر خوانندهای كه شرایط ما را بپذیرد ما به او خوشامد میگوییم.
این شرایط شامل چه مواردی میشود كه نگذاشته شما تاكنون با خوانندهای همكاری داشته باشید؟
شرایط ما مربوط به مسائل مادی و معنوی میشود. شرایط مادی و مالی كه خب مشخص است. اما در مورد مسائل معنوی، مثلا اگر قرار است پوستری چاپ شود، باید عكس تمام اعضای گروه به شكل یكسان باشد، چون من ارزش یكسانی برای نوازنده گروه و یك خواننده بسیار مشهور قائل هستم. ما نوازندگان بسیاری داریم كه بر اثر سالها كار دست هایشان پینه بسته، موسیقی میدانند، علاوهبر نوازندگی، سواد و علم موسیقی دارند. اما برخی خوانندگان ما هستند كه سواد موسیقی ندارند و فقط خوب میخوانند. البته ما با شهرام ناظری همكاری خوبی داشتیم. شخصیت هنرمند برای ما بسیار اهمیت دارد، چون این كار فقط به نوازندگی و خوانندگی ختم نمیشود، بلكه شخصیت هنری فرد هم بسیار مهم است. كارهای ما براساس كار گروهی تنظیم شده است، چون كارگروهی زیباییهای خاص خودش را دارد. خیلی از گروهها یك بار مصرف هستند. این گروهها برای كنسرت به وجود میآیند و پس از اجرای برنامه دیگر خبری از آنها نیست. وقتی اسم «گروه» آورده میشود یعنی افرادی كه در آن حضور دارند قرار است همچنان با هم كار كنند و فعالیت داشته باشند، یعنی گروه تاریخچه و سابقهای دارد.
پس توجه به كارگروهی بوده كه گروه كامكارها توانسته تاكنون به همان شكل اولیه و منسجم باقی بماند. اما شما از نوازنده میهمان هم كمتر دعوت میكنید؟
ما بنا به احتیاج گروه از نوازنده میهمان دعوت به كار میكنیم. اگر كاری نوشته شود كه به سه، تار احتیاج داشته باشد، حتما از دو نوازنده دیگر تار دعوت میكنیم تا بهعنوان میهمان با ما همكاری كنند. اما ما برای بالا بردن صدا، از نوازندگان متعدد یك ساز مشخص استفاده نمیكنیم، زمانی از چند نوازنده استفاده میكنیم كه هركدام نقش جداگانه و معینی داشته باشند.
اما به نظر میرسد گروه سعی میكند براساس امكانات و تعداد نوازندههایی كه دارد، كاری بنویسد؟
بله. تا به حال به همین شیوهای كه شما گفتید كار كردیم. اما اگر كار متفاوتی بنویسیم، حتما از نوازندگان میهمان دعوت میكنیم. اما این كار با مشكلاتی همراه است. با توجه به اینكه گروه ما به اعتقاد كسانی كه ما را میشناسند، منصف است، اگر كسی به گروه دعوت میشود، باید رضایت كامل داشته باشد.
همانطور كه گفتید امروز گروههای بسیاری پا به عرصه میگذارند كه یا میمانند یا پس از مدت كوتاهی از صحنه حذف میشوند. به نظر شما چرا گرایش به تشكیل گروه افزایش پیدا كرده و تكنوازی و بداههنوازی به حاشیه رانده شده است؟
اگر منظور شما، گروه ماست، باید بگویم در این كنسرت ما تكنوازی خواهیم داشت و در بین قطعات بچهها تكتك، تكنوازی خواهند داشت و این جریان از موسیقی نیمهسنتی شروع میشود و به تكنوازی با تكنیك و مدرن ختم میشود. اما بهطور كلی اگر كسی بگوید من تكنواز هستم باید دارای ویژگیهایی باشد مثلا دانش كاملی نسبت به ردیف و موسیقی سنتی ما داشته باشد و مهمتر از آن، اینكه خلاقیت داشته باشد. چون اگر خلاقیت نداشته باشد، با آن ردیف هیچ كاری نمیتواند بكند. اگر نوازنده تكنیك قوی نداشته باشد، نمیتواند ملودی را كه در آنواحد به ذهنش میرسد، روی ساز پیاده كند. برای تكنوازی، بداههنوازی نوعی آهنگسازی محسوب میشود و ارزش خاص خود را دارد. بداههنوازی كه براساس یك چارچوب از پیشتعیینشده، كار بسیار مشكلی است و اگر نوازندهای این خصوصیات را داشته باشد، تكنوازی سازش به دل مینشیند. البته زمانی كه هیچ رسانهای مانند رادیو، تلویزیون و كنسرتی این نوع موسیقی را به گوش مردم نمیرسانند، ارتباطی بین مردم و این نوع موسیقی برقرار نمیشود كه استمرار پیدا كند.
با توجه به تمام آنچه گفتید، به نظر شما موسیقی ما در چه وضعیتی قرار دارد و آیا در این سالها موسیقی ما روند رو به رشدی داشته یا درجا زده است؟
اگر از نظر آموزشی بخواهم سوال شما را جواب بدهم، موسیقی ما ترقی كرده است. یادم هست در گذشته ما جایی به نام آموزشگاه نداشتیم اما امروز آموزشگاههای خوبی داریم كه هنرجو تربیت میكنند و نوازندگان خوبی هم تحویل جامعه داده شده است. اما از نظر آهنگسازی میتوانم بگویم در موسیقی سنتی كمی افت داشتیم. آلبومهایی كه از بعضی نوازندگانی كه سابقهای دارند، شنیدم به خوبی و استحكام كارهایی كه در گذشته ساختند، نیست.
دلایل این افت را در چه میدانید؟
بیشتر این افت شاید به دلیل تبلیغاتی است كه از آن سوی مرزها میشود و كمبودی كه در داخل مشاهده میشود و كسی به امر موسیقی توجه نمیكند و جوانان را ترغیب نمیكنند و امكاناتی در اختیارشان نمیگذارند تا كنسرتهایی برگزار كنند، جلساتی برگزار شود و سازها معرفی شوند. اما اگر خودخواهی من تلقی نشود به نظرم گروه كامكارها پیشرفت كرده. آلبومهایی چون «منظومههای سمفونیك»، «دور تا نزدیك» و... كه من در این سالهای اخیر منتشر كردم، در مقایسه با كارهایی كه پیشتر ساخته بودم، پیشرفت داشته است. اما این موسیقی تا چه حد میتواند بین مردم جایگاهی برای خود دست و پا كند، بحث دیگری است و درنهایت این مردم هستند كه باید قضاوت كنند.
پس از حرفهای شما میتوان این نتیجه را گرفت كه اگر در گذشته موسیقیهای ماندگاری ساخته شد كه در خاطرهها ماند، به دلیل حمایتهای دولتی و تبلیغات بوده است؟
تبلیغات مهم است، اما خب مهم است كه خود كار هم آن ویژگیهای زیباییشناسانه را داشته باشد. خیلی از كارها هم پیش از انقلاب یا اوایل انقلاب ساخته شده كه چندان مورد توجه قرار نگرفته و در خاطرهها نمانده است. كار باید جذاب باشد، ترانه خوبی داشته و خوب اجرا شده باشد. من فكر میكنم نباید كاری بنویسم كه ضعیفتر از كارهای گذشته من یا همردیف آنها باشد. اما هر كدام از موسیقیهای ما جایگاه خود را دارند. گاهی برخی ملودیها در موسیقی پاپ ساخته میشود كه من هم از شنیدن آنها لذت میبرم اما اگر قرار باشد صرفا برای اینكه كار تازهای انجام دهیم هر صدایی را وارد موسیقی كنیم، آن وقت به هنر برای هنر (Art For Art) میرسیم. هنری كه در نیویورك شكل گرفت مانند چهار دقیقه و ۳۳ ثانیه سكوت جان كیج. اما چنین كارهایی از تعریف موسیقی خارج است. در موسیقی ایرانی هم كسانی هستند كه دنبال چنین نوآوریهایی هستند كه به نظر من آب در هاون كوبیدن است. چون موسیقی باید ویژگیهای خودش را داشته باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را تعالی دهد و تحرك و انگیزهای ایجاد كند.
در حوزه موسیقی كسانی هستند كه اشعار نو را با موسیقی سنتی اجرا كردهاند اما با استقبال چشمگیری از طرف مخاطبان مواجه نشد. شما هم ازجمله كسانی هستید كه هم روی اشعار جدید و هم برای اشعار قدیمی آهنگ ساختهاید. بهعنوان یك آهنگساز كه تجربه كار در هر دو زمینه را دارید، فكر میكنید چرا شعر نو نمیتواند همراه خوبی برای موسیقی سنتی باشد؟
آهنگسازی برای شعر نو با اشعار قدیمی تفاوت زیادی دارد. اشعار قدیمی همه دارای وزن خاصی است و همه ابیات ریتم خاص خود را دارند و گاهی این مساله باعث میشود آهنگساز تابع آن ریتم باشد. در نتیجه ملودیها دارای قواعد خاصی میشود. اما برای اشعار نو این نظم دیگر وجود ندارد و اشعار وزن خاص خود را دارند در نتیجه شما نمیتوانید ملودی با قاعدهای بنویسید. علاوه بر این از نظر هارمونی، سازبندی و... آهنگساز باید همپای شعر تغییراتی در كار ایجاد كند. همه اركان موسیقی باید با شعر مطابقت داشته باشد.
موسیقی سنتی را نمیتوان با همان شكل قدیمی، با شعر نو از نظر لغات، جملهبندیها و... همراه كرد. موسیقی سنتی با غزلهای عاشقانه هماهنگی دارد. اما میتوان از ویژگیهای موسیقی سنتی به شكل دیگری و با تغییراتی كه یك آهنگساز ایجاد میكند، استفاده كرد تا این دو بتوانند با هم تلفیق پیدا كنند. شما نمیتوانید با یك سنتور و كمانچه، شعر سپید را اجرا كنید.
در نتیجه اگر كسی میخواهد از شعر نو استفاده كند، باید تغییراتی در موسیقی ایجاد كند.
چه برنامهای برای آینده دارید؟
ما روزهای بسیار شلوغی را پشت سر میگذاریم. یك هفته است آلبومی از پدرم كه تكنوازی ویولن است با عنوان «روحافزا» وارد بازار موسیقی شده و از نظر من بسیار كار باارزش و با محتوایی است كه پس از انتشار، اساتید و هنرمندان خواهند شنید و درباره آن صحبت خواهند كرد. همچنین آلبوم «محاق» با آهنگسازی خودم بعد از ماه رمضان منتشر میشود. این آلبوم متمركز بر اشعار شاعران معاصر شاملو، سهراب سپهری، بیژن جلالی و احمدرضا احمدی است و خوانندگی آن را نیز امید نیكبین برعهده دارد و دخترم صبا كامكار نیز همخوان این آلبوم است. ارسلان هم آلبومی دارد كه تمام كارهای آن تمام شده است. انتشار آلبوم كار بسیار سختی است و هزینههای بالایی دارد. امیدواریم این كارها در دسترس مردم قرار بگیرد و بشنوند.