گروه ادب و هنر: بايد سرك ميكشيدي از روي سرها و صندليها تا كمي به استيج مسلط ميشدي. بايد شاهنامه را از حفظ ميبودي تا ميتوانستي داستان را با موسيقي هماهنگ كني، بايد بر اعصابت مسلط ميماندي تا «سيمرغ» به انتها ميرسيد.
به خاطر تمام اين بايدها بود كه اجراي حماسي حميد متبسم؛ بهعنوان آهنگساز و نوازنده، محمدرضا درويشي؛ بهعنوان رهبر اركستر و همايون شجريان؛ بهعنوان خواننده تبديل به اثري ماندگار و خاطرهانگيز شد. نخستين اجراي اين گروه سهنفره، پنجشنبهشب در فضاي باز استاديوم تنيس ورزشگاه انقلاب برگزار شد. كنسرتي كه تمريناتش را دير آغاز كرد و تيم خبرياش هم زمان زيادي براي تبليغات نداشتند و نخستين تصويري كه از آن شب در ذهن ميماند، تصوير صندليهاي خالي ورزشگاه بود و صدايي كه امكانات فني اجازه نميداد به درستي به گوش برسد. كه براي يك روياي پنجساله، نتيجه خوبي به حساب نميآيد. در سايت شجريانيها نوشته شده: «قطعه «سيمرغ» همان رؤياييست كه شايد جز آهنگساز آن، خيل كثير عواملش نيز در پي تحققش بودهاند. اين اثر بيانگر روايتي از زواياي گونهگون انسانيت و زندگي است كه گوشههايي از شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي را به زبان موسيقي درآورده است. اغلب شاهنامه را به داستانهاي حماسي آن ميشناسند و پهلواني و قهرماني قهرماناني چون رستم و داستانها و زندگي او. اما سيمرغ اينبار كوشيده تا به شاهنامه از زاويهاي ديگر بنگرد. روايتي كه از زاده شدن و پرورش زال، پسر سام آغاز ميشود و به دلباختگي او به رودابه ختم ميگردد.» اما اگر از داستان ساده و آنچه قرار بود اجرا شود، به آنچه اجرا شد برسيم، تصويري متفاوت ميبينيم. تصوير آغاز برنامه با نيم ساعت تاخير، صندليهاي نامناسب و چيدمان نامتناسب و صدايي كه رسا نبود. برنامه اما برنامهريزي متفاوتي داشت. در بخش نخست كنسرت، قطعه «ونوشه» اجرا شد.
قطعهاي كه براي سهتار و اركستر نوشته شده و حميد متبسم با تكنوازي سهتار، گروه را همراهي كرد. يك تكنوازي طولاني اما، كه اگر نگوييم آزار داد، حوصله مخاطب را سر برد. پس از اين قطعه بود كه، هوا كمي خنكتر شد، همايون شجريان هم با گروه كر روي سن آمد و قطعه سيمرغ را در شش پرده اجرا كردند. قطعهاي كه براي آواز و اركستر نوشته شده است. اين قطعه با يك مقدمه با عنوان ديباچه در دستگاه چهارگاه آغاز شد و پس از آن با قطعه «زادن زال» در دستگاه همايون، «سام و زال» در چهارگاه ادامه پيدا كرد. قطعه پايانيبخش نخست اين كنسرت هم، اجراي چهارمين پرده با عنوان «سيمرغ و زال» در آواز اصفهان بود. نيم ساعت، زمان تنفس براي حاضران و دستاندركاران و پس از آن، اجراي دو پرده «بازگشت زال» در دستگاه ماهور و داستان دلدادگي «رودابه و زال» در دستگاه چهارگاه، پايانبخش اين كنسرت بودند. حميد متبسم، پيش از اين، درباره اين اجرا و محقق شدن اين رويا، گفته بود: «قبل از هر چيز آهنگساز و موسيقيدان بايد جسارت كار روي اشعار فردوسي را پيدا كند. زيرا اين اشعار براي آهنگسازي بسيار پيچيده هستند و موضوع كلام در آنها متنوع است.» اما او نگفته بود كه اجرايي شدن اين رويا، با تحقق آن ميتواند فاصلهاي فرسنگي داشته باشد و مخاطبي كه براي شنيدن همان 300 بيت شعر وعده داده شده از فردوسي آمده، گاهي بدون متوجه شدن، تنها با اين گروه همراهي ميكند. نه آنكه قرار باشد ساز مخالف بزنيم، يا مثلا بگوييم اجراي ناخوشايندي بود، اما ميشد گفت كه با حال و روز و تصور و انتظار ما، فاصله داشت و ما را در انتظار پختهتر شدن گذاشت.