المیرا حصاركی/به قول حسن معجونی: «آدمها هر صبح كه از خواب بلند میشوند، با دغدغه تازهای روبهرو میشوند.» درست به همین خاطر بهانه خاصی نداریم كه برای بار دوم به سراغ قطبالدین صادقی نرویم و بهعنوان میهمان ستون یك دقیقه سكوت پای دلمشغولیهای این روزهای او ننشینیم.
شنبه شب «نبرد- مدهآ» برای بار آخر اجرا شد و ما فكر میكنیم كه دغدغههای این روزهای صادقی پیرامون اجرای تازهاش باشد، اما به غیر از این دغدغههای دیگری هم داشت، او درددلهای این روزهایش را با یك مثل شروع میكند: «سال به سال دریغ از پارسال. روز به روز شرایط تئاتر بد و بدتر میشود و به نظر میرسد مسوولان به جای اینكه به دنبال بهتر شدن وضعیت و شرایط تئاتر باشند به فكر دیگری هستند، آقای وزیر ارشاد بیاناتی فرمودند كه عموما یا در جهت كم كردن مباحث مالی از تئاتر بود یا محدود كردن گروهها است و اشاره كردند كه باید فرمولهای قدیمی را كنار بگذاریم و فرمولهای جدیدی پیدا كنیم، اما به نظر من نباید فرمولهایی كه طی ۳۰ سال به دست آمده و با هر حادثهای تا امروز جواب داده را یكباره دور بیندازیم یا اینكه حداقل فرمولهای تازهای را ابتدا پیدا كنیم و مورد آزمایش قرار دهیم و بعد قدیمیترها را كنار بگذاریم؛ من بهعنوان یكی از اهالی تئاتر از تمام این مسائل بوی عدم امنیت مالی و عدم امنیت شغلی را استشمام میكنم. بهعنوان یكی از معدود كسانی كه در حال تولید هستم آخرین اجرای نمایشم را روی صحنه بردم و هرچند سخت تا به انتها ایستادم، تنها بودجهای كه به گروه ما تعلق گرفت، پنج میلیون تومان بود و خود من حداقل دو یا سه میلیون خرج كردم، نمایش مصادف شد با جامجهانی و با اجرای ما و روی فروش ما تاثیر مستقیم گذاشت و با تمام این احوال اعضای مدیریت و كادر فنی تماشاخانه ایرانشهر بهشدت افراد مبادی آدابی بودند و در این مورد اصلا گلهای ندارم، بیشتر از مطبوعات و نحوه برخوردشان با نمایش گلهمندم و تمام گفتوگوها و نقدهایی كه در حیطه نمایش نبرد- مدهآ بود را با تعدیلات بالا منتشر كردند و من نفهمیدم دقیقا از طرف چه كسانی این اتفاق افتاده؛ آیا آنها با من مشكل دارند یا با تئاتر مملكت؟