اشتغال دانشجويان ديگر موضوع جديدي نيست، اين روزها اگر نگوييم تمامي خانوادهها، حداقل درصد قابل توجهي از آنها به نوعي با آن درگير هستند. ديگر همه ميدانند، «فارغالتحصيل بيكار» بودن چه دردي است! تا همين چند سال پيش تحصيل در دانشگاه و داشتن حداقل مدركي از آموزش عالي، مزيتي بود كه بسياري به داشتن آن افتخار ميكردند و بسياري براي برخورداري از موقعيت اجتماعي و اقتصادي مناسب درس ميخواندند تا در دانشگاه قبول شوند، به اين اميد كه پس از فارغالتحصيلي شغل مناسب و ازدواج موفقتري داشته باشند.
اما اكنون اين آرزوهاي نهچندان بزرگ، تبديل به سرابي شده كه حتي پيش از انتخاب رشته، فرد را وادار ميكند در درجه اول بازار كار را بسنجد و در نهايت علاقه خود را. اين روزها تعداد افرادي كه بهرغم ميل و علاقه شخصي در رشتهاي تحصيل ميكنند، كم نيست. نگاهي به دور و اطراف حاكي از واقعيت تلخي است كه گريبانگير نسل جديد دانشجويان شده است. اگر هم در اين ميان دانشجويي براساس علاقه دست به انتخاب رشته زده، نگراني از نيافتن بازار كار در ترمهاي آخر خود را به وضوح نشان ميدهد. دانشجو سردرگم ميان دوراهي تحصيل در رشته مورد علاقه يا در نظر گرفتن بازار كار مرتبط با رشته دانشگاهي، در نهايت با يك معضل مواجه ميشود؛ بيكاري!
بررسيها بر وجود تعداد فراوان فارغالتحصيلان بيكار در كشور صحه ميگذارد. وزير سابق كار و امور اجتماعي، پيش از اين نرخ بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهي را 6/15 درصد عنوان كرده بود، اين در حالي است كه به گفته او نرخ بيكاري در افراد با تحصيلات كمتر از ديپلم 3/7 است.
موضوع شغل مرتبط با تواناييها و استعدادهاي ذاتي هر فرد موضوع ديگري است كه امروزه تبديل به معضل بسياري از دانشجويان و فارغالتحصيلان شده است، چرا كه بسياري از اين افراد پس از آنكه براي يافتن شغل مرتبط با رشته دانشگاهي، نااميد ميشوند، سرخورده به دنبال مشاغلي ميروند كه در بعضي موارد هيچگونه ارتباطي با رشته تحصيلي شان ندارد.
در سالهاي گذشته براي افزايش توانمندي و سطح ارتقاي علمي نسل جوان و ايجاد وقفهاي موقتي براي حل معضل بيكاري، تاسيس دانشگاههاي مختلف ازجمله دانشگاه آزاد اسلامي ، دانشگاه علمي - كاربردي، پيام نور و... در دستوركار قرار گرفت كه از چندين بعد قابل بررسي و تامل است. از يك طرف به صورت كوتاهمدت، مساله اشتغالزايي جوانان كمرنگ شد و اين نيروي عظيم جوان در دانشگاهها مشغول به تحصيل شدند و از طرف ديگر بعد از گذشت چندين سال، در كشورمان شاهد تعداد زياد جوانان تحصيلكرده با توقعات بالا براي اشتغال در فرصتهاي شغلي متناسب با شأنشان بوديم. اين در حالي است كه براساس آمارها تعداد بيكاران كل كشور جمعيتي بالغ بر سه ميليون نفر را تشكيل ميدهند كه از ميان آنها 87 درصد و به عبارتي دو ميليون و 300 هزار نفر جوان هستند، از سوي ديگر براساس مطالعات انجامشده، نرخ بيكاري افراد 15 تا 24 سال در بيشتر كشورهاي دنيا حتي كشورهاي توسعهيافته همواره بالاتر از نرخ بيكاري كل كشور بوده است، در حالي كه ايران در سال 1383 شاهد 23 ميليون و 600 هزار جوان 15 تا 29 سال و 9 ميليون و 862 هزار جمعيت فعال اقتصادي بوده است. بررسي وضعيت اشتغال جوانان ايران بهعنوان كشوري كه حدود 70 درصد جمعيت آن را جوانان تشكيل ميدهند، نشان ميدهد تعداد مشاغلي كه بايد تا سال 1400 براي جوانان آن تامين شود، بين 871 هزار تا يك ميليون و 500 هزار شغل است كه علاوه بر مشاغل جايگزين به علت كاهش شديد نسبت اشتغال در گروه سني 15 تا 19 سال بايد سالانه بين 34 تا60 هزار شغل جديد براي آنها ايجاد شود.
نرخ بيكاري موجود در كشور در شرايطي است كه سال گذشته معاون مركز آمار ايران از فرا رسيدن موج دوم بيكاري فارغالتحصيلان خبر داده بود: «جمعيت فارغالتحصيل دانشگاهي 20 تا 29 ساله در سال جاري موج دوم تقاضاي ورود به بازار كار را تشكيل ميدهد.»