آذردخت بهرامی:مادام ایكس اثر مهرنوش مزارعی است كه در كالیفرنیا زندگی میكند. از وی تا به حال سه مجموعه داستان در آمریكا منتشر شده و یك برگزیده آثار در ایران. (به گمانم این برگزیده آثار، مجموعه داستانهایی است كه در آمریكا اجازه چاپ نیافته!)
مادام ایكس شامل ۷ داستان است كه نویسنده در سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ مرتكب عمل شنیع نوشتن آن شده.
در داستان «یك فیلم خوب»، زن و شوهری پس از دیدن فیلمی، از سینما به خانه میروند. زن هیجانزده مدام درباره فیلم حرف میزند، گویا فیلم اثر خوبی روی او گذاشته. (نمیگویم چه اثری، بهتر است داستان را بخوانید.)
سارا زن تنهایی كه در داستان «جاده پشت باغ پرتقال» بهطور اتفاقی در مسافرخانهای اتاق میگیرد و پس از گم كردن راهش، باعث نجات جان پیرزنی میشود. سارا و پیرزن با هم رابطه نزدیكی برقرار میكنند و نگاه پیرزن به عشق، باعث میشود دید سارا نسبت به مشكلات خانوادگیاش عوض شود.
داستان «روزیكه برادرم به دنیا آمد» را میتوانید ندیده بگیرید و بروید سراغ داستانهای دیگر. به نظرم این داستان از نظر زمان روایت (زایمان مادر تا مرگ مادر آقای دكتر ـ كه نمیدانیم چه مدت گذشته) مشكل دارد و همسنگ داستانهای دیگر مجموعه نیست.
در داستان «آیا میشود لكههای كثیف را پاك كرد؟» شخصیت اصلی زنی است كه وسواس پاك كردن لكههای در و دیوار تا وقتی از انجام كار زیاد كمردرد و پادرد بگیرد، او را رها نمیكند اما سرانجام نوشتن را جایگزین لكهگیری میكند. داستان «مادام ایكس»، ماجرای زنی متاهل است كه ناگهان تصمیم میگیرد كاری غیرمتعارف انجام دهد، اما از همان لحظه اول، با تمام مردان حقیقی، خیالی، مجازی و... ـ مردانی كه شاید همه روزه، بدون هیچ مانع یا احساس گناهی آن كار را انجام میدهندـ درگیر میشود.
داستان «سفر شمال»، ماجرای سفر خانوادهای است از شیراز به شمال و متل قو. داستانی خوشخوان و روان كه از زبان دختر نوجوان خانواده بیان میشود و چهره واقعی زندگی را با جملاتی ساده و در پس وقایع روزمره بر ما عریان میسازد. شخصیتسازی در این داستان به بهترین نحو صورت گرفته و همه همانجایی هستند كه باید باشند و همان را میگویند كه باید بگویند. اما همین شخصیتها، زمانی كه به متل قو میرسند، به طرز زیبایی برجستهتر میشوند. و بالاخره داستان «میتوانید نوشین را مجسم كنید» ماجرای شبنم است كه به دنبال ازدواجی عاشقانه، به خارج میرود و صاحب دختری به نام نوشین میشود، اما كمی بعد، اختلافها نمایان میشوند و كار به جایی میرسد كه شبنم از منزل شوهرش فرار كرده و به مركز نگهداری از زنان پناه میبرد؛ اما بیتاب دیدار دخترش نوشین است و برای پس گرفتن او، مدرك مستدلی برای ارائه به دادگاه ندارد. در انتها خواننده با حرفهای ضد و نقیضی كه از شبنم شنیده، دچار تردید میشود كه آیا این حرفها حقیقت دارند یا نه؟ مادام ایكس، مثل بیشتر آثار مزارعی، روایتی ساده و انتقادی است، با لحنی بیغمزه و بیادعا و البته با رگههایی ظریف از طنز. به نظرم این كتاب را باید خرید، حتی اگر ناشرش شعبهای در ایران نداشته باشد. هر اهل كتابی اگر آشنایی در خارج دارد، باید خواهش كند به جای سوغاتی، یك جلد از این كتاب را برایش بیاورند و اگر نشد، برای خرید این كتاب، باید رنج سفر را، همراه با یك بلیت ناقابل رفت و برگشت به سوئد، به جان بخرد و بلافاصله برگردد ایران و برای خودش چای و قهوهای بریزد و روی كاناپهای جا خوش كند و شروع به خواندن آن كند. یك راه ارزانترش هم این است كه خوانندگان بلیت رفت و برگشتی برای مزارعی بخرند و وی را به ایران دعوت كنند و كتاب امضا شده را از دست او دریافت كنند و پس از خواندن كتاب، اگر فحش و بد و بیراهی هم برای این «معرفی كتاب» داشتند، مستقیم به وی بگویند.