دكتر شیرین ولیزاده:ورود فرد به دانشگاه بهعنوان یك مرحله تكاملی از زندگی بوده كه میتواند تنش و اضطراب را در وی ایجاد كند. از یك سو جوان به دنبال كسب هویت جدید و استقلال بوده و از سوی دیگر هنوز به خانواده وابسته است و سعی میكند براساس انتظارات والدین، كارها را انجام دهد.
خانواده و دانشگاه بهعنوان دو نهاد موثر بر فرآیند اجتماعی شدن، از طریق انتقال ایدهها، ارزشها و هنجارهای اجتماعی به افراد از مهمترین كانونهای ایجاد، توسعه و ظرفیتسازی سرمایه اجتماعی در سطح جامعه محسوب میشوند و حتما بسیاری از جامعهشناسان تفاوت در سرمایه اجتماعی افراد را ناشی از تفاوت در زمینههای سبكهای دلبستگی تربیتی خانوادگی و آموزشی میدانند. دانشجویان نیز در مقایسه با دیگر لایههای جامعه (مانند نهادهای رسمی و غیررسمی و مشاغل مختلف اجتماعی)، نسبت به این دو نهاد (خانواده و دانشگاه) از اعتماد اجتماعی بیشتری برخوردار هستند تحقیق ما در خصوص بررسی رابطه سبكهای دلبستگی والدین با سازگاری هیجانی، رفتاری و اجتماعی در نمونهای از دانشجویان سال اول دانشگاههای علمی كاربردی بود. ۲۱۰ دانشجو (۱۰۵ دختر و ۱۰۵ پسر) مقیاسهای دلبستگی بزرگسالان، پرسشنامههای سازگاری اجتماعی-هیجانی و كفایت اجتماعی را تكمیل كردند. برای تحلیل دادههای پژوهش از شاخصها و روشهای آماری انحراف معیار و تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس و تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین سبكهای دلبستگی مثبت پدر و مادر (مولفه اعتماد) و ناسازگاری هیجانی دانشجویان رابطه منفی معناداری وجود دارد. اما بین سبك دلبستگی منفی والدین (مولفه بیاعتنایی هیجانی) و ناسازگاری هیجانی -اجتماعی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. براساس یافتههای ما از بین متغیرهای پیشبینیشده، مقیاسهای بیاعتنایی هیجانی و اعتماد مادر و اعتماد پدر میتوانند تغییرات مربوط به ناسازگاری هیجانی و اجتماعی دانشجویان را پیشبینی كنند. البته نتایج و پیامدهای پژوهش در زمینه سبكهای دلبستگی والدین همچنان در آینده جای بحث دارد.